تبليغاتX
قمرالزهرا
آرشیو موضوعی: صفحه اصلي امام زمان (عجل الله) دانلود یک قصه یک نکته انسان همه چیز رو امتحان میکنه به جز "عشق بخدا" همیشه بزرگی خداوند در چیزهای ساده نمایان میشود.اگر کسی یک لقمه از اون لقمه های شیرینی که خدا به مقربانش میده بخوره اون شیرینی و حلاوتو با تمام دنیا هم عوض نمی کنه.مهمترین سئوال آدم لحظه مرگ این نخواهد بود:«چگونه زندگی کرده ایی»بلکه این خواهد بود:«به چه کسی و چطور عشق ورزیده ایی».تو اون دنیا بر اساس خوبی هایی که انجام نداده ایم مورد قضاوت قرار میگیریم!تا حالا چقدر خوبی رو از دست دادی؟

امام زمان ( عليه السلام ) زنده است و از دنيا نرفته است؟

 

اين حکم عقل است که اگر ميلاد و حيات و زيست کسي ثابت شد ، مرگ و وفات وي دليل مي خواهد نه زنده بودن او. لذا هنگامي که با افراد ملاقات مي کنيم ، نمي پرسيم : چرا هنوز زنده اي؟!

زنده ماندن پس از ميلاد يک اصل عقلي است. اگر خبر وفات کسي را بشنويم ، از علت و سبب آن مي پرسيم و اين پي جوييِ علت مرگ، جوان، پير، بيمار، سالم و ... نمي شناسد ؛ يعني همواره مرگ ، علت مي خواهد.اين اصل عقلي را در اصطلاح علم اصول ، اصل اِستِصحابِ بقا مي گويند.

درباره ي امام عصر (عجل الله تعالي فرجه) تاييد خاص الهی ، مطرح است واز جمله اين که آن حضرت با حضرت نوح پيامبر ( عليه السلام  ) در درازي عمر، شباهت دارد.

طبق قانون اِستِصحاب او زنده است ؛ مگر دليل محکمي، وفات او را اثبات کند و چه کسي با چه دليلي مي تواند چنين ادعا کند؟! در حالي که حيات و زيست و مراقبت او از امت اسلامي و شيعيان از آفتاب روشن تر است و نيز در حالي که زمان، زمان غيبت کبري است.

خداوند عليم و حکيم ، براي تماميت حجّت و برهان خود ، از هنگام تولد او تا هم اکنون گاه و بي گاهي ، آن ماه تابان را به افرادي ويژه و چشماني پاک و مشتاق مي نماياند

قرآن کریم خبر از زنده بودن حضرت مسیح(ع) می‌دهد و براساس فرهنگ ما مسلمانها، تعدادی از انبیاء الهی زنده هستند و اصلاً حیات طولانی (که بزرگترین عامل برای تعجب در امر امام زمان(عج) است) امر غیر معقول و غیر ممکن نیست.

 

اما از پیامبر در مورد حضرت صاحب بشنویم

آماری از روایات فراوان و بی‌بدیل که در هیچ موضوع اسلامی شاید این قدر روایت وارد نشده باشدرا برای شما می‌آوریم این اخبار در منابع شیعه و سنی آمده است:

1-     از اهل بیت پیامبر اکرم(ص) است، 389 روایت

2-     از فرزندان امیرالمؤمنین علی(ع) است، 214 روایت .

3-    از فرزندان فاطمه زهرا(س)، 192 روایت.

4-    نهمین فرزند از اولاد امام حسین(ع)، 148 روایت.

5-    از فرزندان امام زین العابدین است، 185 روایت.

6-    از فرزندان امام حسن عسکری(ع) است، 146 روایت.

7-    عمر او طولانی خواهد بود، 318 روایت.

8-    غیبت طولانی خواهد داشت، 91 روایت و....

بعضی از دانشمندان اهل سنت روایات امام عصر(عج) را متواتر و قطعی می‌دانند و کتبی در این زمینه تألیف کرده‌اند از جمله ابونعیم در کتاب ”اخبار المهدی“ ابن حجر هیثمی در "القول المختصر فی علامات المهدی المنتظر" شوکانی در "التوضیح فی تواتر ما جاء فی المنتظر و الدجال و المسیح"، ادریس عراقی مغرب در "المهدی" و ابن عساکر در "تاریخ دمشق"اخبار امام عصر(ع) آمده است

 بسیاری از علماء اهل سنت منکر مهدی(عج) را کافر می‌دانند و این سخن پیامبر اکرم(ص) را نقل کرده‌اند که فرمود:( "من انکر خروج المهدی فقد کفر "،هر کس خروج مهدی را انکار کند کافر است یا "من کذب بالمهدی فقد کفر"، کسی که ظهور مهدی را دورغ بشمارد کافر گردیده است و..)

روایتی بشنویم

از امام صادق علیه السلام روایت شده که فرمود: « گویا قائم علیه السلام و یارانش را در نجف می نگرم که گویا از شدت حیرت و تعجب، پرنده روی سر آن هاست، توشه آنان تمام شده و لباس هایشان کهنه گردیده، سجده بر پیشانی شان اثر گذاشته، شیران روز و راهبان در شب هستند، قلب هایشان مانند تکه های آهن است و به هر یک از آنان نیروی 40 نفر بخشیده شده است، جز منافق و کافر احدی از آنان را نمی کشد، خداوند متعال در قرآن آنان را به« توسم = فراست و کیاست» توصیف کرده است و می فرماید: « ان فی ذلک الآیات للمتوسمین »
بحارالانوار، ج 52، ص 386، حدیث 202

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم فروردین 1388ساعت 0:40  توسط وحید عبدی  | 

ویژگی یاران امام زمان

در مجموعه روایات براى یاران حضرت، مشخصات و ویژگیهایى ذكر شده است كه از جمله آنها روایتى است از امام صادق (علیه السلام)كه فرمودند:

«آنها مردانى هستند كه دلهایشان همانند قطعه هاى آهن است، هرگز دچار شك و تردید نمى شوند، در حق خدا از سنگ سخت تر هستند، اگر به كوهها حمله ببرند از جاى بر مى كنند، با پرچمهاى خویش به هر شهرى روى آورند تحت سیطره خود در آورند. بر فراز اسبها چون عقاب چابك و چالاكند. براى تیمّن و تبرّك، زین اسب امام (علیه السلام) را مسح مى كنند و پروانه وار، دور شمع وجودش مى گردند و خود را سپر جان امام قرار مى دهند، شبها را به شب زنده دارى سپرى مى كنند و در سراسر شب نغمه هاى نماز و ذكر و عبادتشان چون صداى زنبور به گوش مى رسد. آنها زاهدان شب و شیران روزند، و در برابر امام عزیزشان كاملا مطیع و تسلیم هستند».

در اغلب كتابهاى مربوط به معارف امام زمان (علیه السلام) تعداد یاران مخصوص آن حضرت را سیصد و سیزده نفر معرفى مى كنند كه آنها از سراسر عالم در یك شب خود را به طرق مختلف به مكه مى رسانند این عده اولین افرادى خواهند بود كه با امام زمان (علیه السلام) بیعت مى كنند و عهده دار فرماندهى لشكر و یا پرچمدار آن حضرت هستند البته بلافاصله پس از اعلام ظهور، دسته دسته مردم به آن حضرت مى پیوندند و انشاءالله که توی خواننده و منه نویسنده هم توفیق زیارت آقا رو داشته باشیم در همان روزهاى اول تعداد یاران حضرت به ده هزار نفر مى رسد و تا تعداد یاران حضرت به ده هزار نفر نرسند عملا قیام نمى كنند و حركت انقلابى این رهبر بزرگ پس از آن است كه كم كم خود مكه و سپس مدینه و ... را فتح مى كنند و زمینه را براى تشكیل حكومت جهانى فراهم مى نمایند.

از باب نمونه در ذيل آيه ى شريفه :

«فاستبقوا الخيرات أينما تكونوا يأت بكم اللّه جميع» .  سوره ى بقره، 148

 

«در كارهاى نيك سرعت جوييد كه هر كجا باشد خداوند شما را گرد خواهد آورد.»

امام صادق ـ عليه السلام ـ فرمود :

بــه هنگام ظهور حضرت مهدى ـ ارواحنا فداه ـ جوانان و جوانمردان شيعه همانگونه كه بر پشت بام خانه هاى خويش در خواب اند همگى يك شب بدون وعده ى قبلى ، بامداد را در مكّه حاضر و به ديدار امام عصر ـ ارواحنا فداه ـ مفتخر مى گردند. غيبت نعمانى، ص 316، باب 21، ح 11

در روايات از خصوصيات اخلاقى ياران آن حضرت و تعداد آنها و جنسيت قومى ايشان تعابير زيادى وارد شده كه بدان اشاره مى كنيم. ليك از باب مقدمه در يك بينش كلى امير مؤمنان ـ عليه السلام ـ در اشاره به شخصيّت آنان مى فرمايد :

«لم يسبقهم الأوّلون ولا يدركهم الآخرون» مستدرك حاكم، ج 4، ص 554

آنان در شايستگى و امتيازات بر اوج رفيعى هستند نه از نسل هــاى گذشته كسى از آنـــان پيشى گرفته است و نه از آيندگان كسى به مقام والاى آنان مى رسد.

 

امام صادق ـ عليه السلام ـ در مورد آنان مى فرمايد:

«فيصير إليه أنصاره من أطراف الأرض، تطوى لهم الأرض طيّ». معجم احاديث الامام المهدى، ج 3، ص 290

يعنى ياران مهدى ـ ارواحنا فداه ـ از نقاط مختلف زمين بسوى او حركت مى كنند و زمين زير پاى آنان در هم مى پيچد.

نكته دیگر در مورد یاران حضرت آن است كه بر طبق روایتى كه از امام باقر (علیه السلام) نقل شده است حدود پنجاه نفر از یاران آن حضرت زن هستند كه كارهاى مناسب با ویژگیهاى خودشان را انجام مى دهند. در مورد تركیب سربازان، حضرت امیر مؤمنان (علیه السلام) مى فرمایند: اصحاب مهدى (علیه السلام) جوانند و پیر در آنها بسیار كم است .

این که چند نفر از یاران حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف زن هستند، دقیقاً مشخص نیست

... خداوند 313 نفر مرد از اصحاب آن حضرت را جمع می‌کند؛ بی آنکه قبلا وعده داده باشند، آمدنشان همچون ابرهای پاییزی است که با حرکات تند می آیند.

منبع: کتاب الغیبة، محمد بن إبراهیم النعمانی ، ص 288 – 291 و الاختصاص، الشیخ المفید، ص 257 و ...

این روایت از نظر سندی هیچ مشکلی ندارد. در بسیاری از کتاب‌های شیعه نقل شده و روایتی است کاملاً معتبر. و روایات بسیار دیگری با همین مضمون که نقل همگی آن‌ها فرصت بیشتری می‌طلبد.

اما از آن طرف روایت دیگری را مرحوم عیاشی در تفسیر خود نقل کرده است که می‌گوید پنجاه نفر از یاران حضرت مهدی زن هستند :

سوگند به خدا سیصد و اندی نفر مرد می آیند و در میان شان پنجاه نفر زن هستند در مکه اجتماع می‌کنند بی آن که قبلا وعده داده باشند، آمدن شان همچون ابرهای پاییزی است که با حرکات تند می آیند.

منبع: تفسیر العیاشی، محمد بن مسعود العیاشی، ج 1، ص 64 – 66.

از آن‌جایی که سند روایت، تا جابر بن عبد الله جعفی، ذکر نشده است، نمی‌شود به آن استناد کرد. از این رو این که تعدادی از یاران حضرت مهدی از بانوان باشند، قطعی نیست.

طبق روايات تعداد آنها 313 نفر است كه تعداد زيادى از آنها از اهل همان زمان هستند و عدّه اى هم در زمان هاى قبل مى زيسته اند كه از قبر خارج شده و براى يارى و نصرت دين خدا با امام زمان ـ ارواحنا فداه ـ پيمان مى بندند.

 

ايمان استوار ياران

ياران خاصّ حضرت مهدى ـ ارواحنا فداه ـ از نظر معنويّت و ايمان كامل و استوار و نداشتن ذرّه اى ترديد در دلها بى نظيرند. آنان در اوج يقين و اخلاصند و بخاطر قوّت و استوارى و كمال ايمان به خدا، ذرّه اى ترس و دلهره در كران تا كران وجودشان نيست چرا كه انسان به هر اندازه اى كه ايمانش به خدا افزون گردد، به همان اندازه توان و تلاش او افزون مى گردد.

از امير مؤمنان ـ عليه السلام ـ آمده كه فرمودند:

آنها همچون شيرانى كه از بيشه ى خود خارج شده اند بر گرد آن حضرت حلقه مى زنند آنان براستى مانند پاره آهنى هستند كه اگر بر متلاشى نمودن كوهها تصميم بگيرند آنها را نابود مى سازند. آنان خداى را آنگونه كه شايسته است به يگانگى مى پرستند. «الزام الناصب،ص 200»

 

اگــر در ايـن جمله كه ـ كأنّهم ليوث قد خرجوا من غاباتهم ـ براستى دقت شود وقتى شير از بيشه ى خود خارج مى شود ديگر چه كسى جرأت مقابله با او را دارد.

امام صادق ـ عليه السلام ـ فرمودند :

هنگامى كه به حركت در مى آيند امواج رعب و وحشت يك ماه پيشتر از ايشان حركت مى كند. بحارالانوار، ج 52، ص 308

 

تواضع و فروتنى ياران

آنــان قـهـرمـانانى فروتن ، متواضع و بـرخوردار از ارزش اخلاقى و انسانى اند و هرگز مغرور و مست قدرت نمى شوند.روایت براتون بگم تا جانهایتان زنده شود:

امام صادق ـ عليه السلام ـ فرمودند :

«كانّ على خيولهم العقبان يتمسّحون بسرج الامام يطلبون بذلك البركة ويحفّون به ، يقون بأنفسهم في الحروب ويكفونه ما يريد» .بحارالانوار، ج 52، ص 308

چابك بسان عقاب بر مرك بهاى خويش سوارند و در عشق بـــه حضرت چنانند كه زين مركب او را براى تبرّك جستن مسح مى كنند و بر گرد يار حلقه مى زنند و در فراز و نشيبها و پيكارها او را بسان جـان شيرين با همه ى وجود محافظت مى كنند و هر دستورى دهد او را بسنده اند و به انجام رساننده.

حضرت اميرالمؤمنين على ـ عليه السلام ـ فرمود:

خداوند بين دلهاى آنها الفت برقرار مى كند. ايشان از كسى و قدرتى وحشت ندارند و نه بخاطر پيوستن فرد يا قدرتى به گروهشان دچار شادمانى و غرور مى گردند. «معجم احاديث الامام المهدي ، ج 3 ص 100، مستدرك الصحيحين ج 4 ص 554»

 

  شب زنده دارى ياران

امام صادق ـ عليه السلام ـ فرمود :

بزرگ مردانى كه شب ها را نمى خوابند براى آنها زمزمه اى در نمازشان همچون زمزمه ى انبوه زنبوران ، شب هــا را شب زنده دارى مى كنند و صبح مى كنند در حالى كه بر مركبهاى خويش سوارند (و آماده پيكار) راهبان شب هستند و شيران روز.«بحار الانوار ، ج 52، ص 308»

 

آگاهى و شناخت ياران

امام صادق ـ عليه السلام ـ فرمودند:

مردانى كه دلهاشان بسان پاره ى آهن است. در ايمانشان به خدا و وعده ى او ذرّه اى ترديد ندارند و باور آنان از كوه سخت تر است . . . ايشان در فرمانبردارى از سالار خويش مطيع تر از كنيز نسبت به مولاى خود مى باشند. آنان بسان چراغهاى روشنگرند . . . دلهايشان بسان مشعلهاى پر نور است. «بحار الانوار، ج 52 ، ص 308»

 

اتّحاد و برادرى ياران

از ويژگيهاى آنان، اين است كه انديشه هايشان متحدّ و يگانه، ديدگاهشان همانند، دلهايشان به هم پيوسته و به هم گره خورده است نه اختلافى در رأى و انديشه و گفتار آنان خواهى ديد و نه در رفتارشان و همگى يك دل و يك قطب و يك زبان هستند.

از امير مؤمنان ـ عليه السلام ـ در وصف ايشان آمده است:

گويى يك پدر و مادر آنان را پرورانده و دلهايشان لبريز از مهر و محبّت و خيرخواهى است .«الزام الناصب، ج 2، ص 200»

 

سنّ ياران

آنچه در روايات آمده اين است كه اكثر ياران آن حضرت در سنين جوانى اند.

از امير مؤمنان ـ عليه السلام ـ آمده كه فرمودند:

ياران حضرت همگى جوان هستند و سالخورده در ميان ايشان نيست مگر مانند سرمه در چشم يا نمك در توشه و كمتر چيزى كه بعنوان توشه حمل مى شود، نمك است. « بحار ، ج 52 ، ص 333»

خلاصه تعداد پيران در بين اصحاب حضرت بسيار اندك است و اكثريّت آنها جوان هستند. در روايات تعداد ياران آنحضرت كه ابتداى ظهور در مكّه حاضر شده و با او بيعت مى كنند 313 نفر ذكر شده است.

از اميرالمؤمنين ـ عليه السلام ـ آمده كه فرمودند:

هنگامى كه قيام كند ياران اصلى او كه شمارشان 313 نفر و به شمار ياران پيامبر در جنگ بدر است بسوى او اجتماع مى كنند.«الزام الناصب، ج 2 ص 304»

امام باقر ـ عليه السلام ـ فرمود:

با قائم ـ ارواحنا فداه ـ ميان ركن و مقام، 313 شخصيت بزرگ ـ به شمار ياران پيامبر در بدر ـ بيعت مى نمايند در ميان آنها چهره هاى برجسته از مصر و شايستگانى از شام و خوبانى از عراق هستند.«بحار الانوار ، ج 52، ص 304»

 

آرزوى شهادت

حضرت صادق ـ عليه السلام ـ فرمودند:

براى خود و ديگران طلب شهادت مى كنند و آرزو دارند كه در راه خدا كشته شوند و شعار آنان خونخواهى حسين ـ عليه السلام ـ است.« بحارالانوار، ج 52، ص 308»

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم فروردین 1388ساعت 14:36  توسط وحید عبدی  | 

چند دستور اخلاقی از حضرت آیت الله بهجت

یک حدیث

در روايت منقول از امام صادق ـ عليه‏السّلام ـ آمده است:

« ما مِنْ شَىْ‏ءٍ إِلاّ وَلَهُ حَدٌّ يَنْتَهى إِلَيْهِ، إِلاّ الذِّكْرَ فَلَيْسَ لَهُ حَدٌّ يَنْتَهى إِلَيهِ »

(هر چيز حدّى دارد كه در آن جا تمام مى‏شود، به جز ياد خدا كه حدّ مشخصى براى آن وجود ندارد.)

 ر.ك: اصول كافى، ج 2، ص498؛ وسائل الشيعة، ج 7، ص 154؛ عدة‏الداعى، ص248.

 

دستورالعمل اول

غرض از خلق، عبودیت است ( و ما خلقت الجن و الانس إلا لیعبدون. سوره ذاریات/56 ) و حقیقت عبودیت؛ ترک معصیت است در اعتقاد که عمل قلب است و در عمل جوارح.

و ترک معصیت، حاصل نمی شود به طوری که ملکه شخص بشود، مگر با دوام مراقبه و یاد خدا در هر حال و زمان و مکان و در میان مردم و در خلوت

کوچک و بزرگ باید بدانیم: راه یگانه برای سعادت دنیا و آخرت، بندگی خدای بزرگ است؛ و بندگی، در ترک معصیت است

آنچه را که دانستیم، عمل نماییم و آنچه را که ندانستیم، توقف و احتیاط نماییم تا معلوم شود، هرگز پشیمانی و خسارت، در ما راه نخواهد داشت؛ این عزم اگر در بنده، ثابت و راسخ باشد، خدای بزرگ، اولی به توفیق و یاری خواهد بود.

 

دستور العمل دوم

به همدیگر نگاه نکنیم، بلکه نگاه به « دفتر شرع » نماییم و عمل و ترک را مطابق با آن نماییم.

 

دستور العمل سوم

خداشناس، مطیع خدا می شود و سر و کار با او دارد؛ و آنچه می داند موافق رضای اوست، عمل می نماید؛ و در آنچه نمی داند، توقف می نماید تا بداند؛ و آن به آن، استعلام می نماید و عمل می نماید، یا توقف می نماید؛ عملش، از روی دلیل؛ و توقفش، از روی عدم دلیل.

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم فروردین 1388ساعت 16:30  توسط وحید عبدی  | 

بهشت یا جهنم ؟

سلام خدمت همه دوستان و رفقای وبلاگ قمرالزهرا، عید باستانی و ایرانی نوروز رو به همگی تبریک میگم امیدوارم که سالی سرشار از موفقیت و خوشحالی معنوی و مادی برای شما دوستان عزیز باشه.و سالی باشه که همه خوشحال بشن با ظهور حضرت صاحب و غمگین بشن ظالمان زمانه.

عیدی منه حقیر هم به شما دوستای گل این داستان پر معنی باشه:

 

روزی یک مرد روحانی با خداوند مکالمه ای داشت:

"خداوندا! دوست دارم بدانم انسانهای بهشتی و جهنمی چه شکلی هستند؟"

خداوند او را به سمت دو در هدایت کرد و یکیاز آنها را باز کرد، مرد نگاهی به داخل انداخت، درست در وسط اتاق یک میز گرد بزرگوجود داشت که روی آن یک ظرف خورش بود، که آنقدر بوی خوبی داشت که دهانش آبافتاد، افرادی که دور میز نشسته بودند بسیار لاغر مردنی و مریض حال بودند، به نظر قحطی زده می آمدند، آنها در دست خود قاشق هایی با دسته بسیار بلندداشتند که این دسته ها به بالای بازوهایشان وصل شده بود و هر کدام از آنها به راحتیمی توانستند دست خود را داخل ظرف خورش ببرند تا قاشق خود را پر نمایند، اما از آنجایی که این دسته ها از بازوهایشان بلند تر بود، نمی توانستند دستشان را برگردانندو قاشق را در دهان خود فرو ببرند.

مرد روحانی با دیدن صحنه بدبختی و عذاب آنهاغمگین شد. ندا آمد: "تو جهنم را دیدی، حال نوبت بهشت است"

آنها به سمت اتاق بعدی رفتند وخدا در را باز کرد، آنجا هم دقیقا مثل اتاق قبلی بود، یک میز گرد با یک ظرف خورشروی آن و افراد دور میز، آنها مانند اتاق قبل همان قاشق هایدسته بلند را داشتند، ولی به اندازه کافی قوی و چاق بوده، می گفتند و می خندیدند، مرد روحانی گفت: "خداوندا نمی فهمم؟!"، خداوند پاسخ داد: "ساده است، فقط احتیاج به یکمهارت دارد، می بینی؟ اینها بفکر دوستان خود بوده اند وبه یکدیگر غذا می دهند، در حالی که آدمهای طمع کار اتاق قبل تنها به خودشان فکر می کنند!"

همه پیامبران برای این کلمات آمده اند: یکدیگر را دوست داشته باشید، به همنوع خود مهربانی نمایید، همسایه خود را دوست بدارید، زیرا که هیچ کس به تنهایی وارد بهشت خدا (ملکوت الهی) نخواهد شد.

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم فروردین 1388ساعت 0:50  توسط وحید عبدی  | 

فرشته گان سراغش را از خدا میگیرند !

سلام به همگی با اسم خودش شروع میکنم (سلام) که مطمئناً همه چیز هم ختم به خودش میشه «هو الاول والاخر والظاهر والباطن» و انشاءالله همه چیز برای خودش باشه.

قبل از اینکه بخوام نکته امروزو بگم بر خودم لازم میدونم که از دوستای گلی که بذل لطف کردن و حقیر رو لایق دونستن تشکر کنم ، منم سعی می کنم تا جایی که عقل ناقصم بتونه کمکشون کنم فقط یه نکته ضروریه دوستایی که سئوالاتی میپرسن لطفا ایمیل خودشونم قرار بدهند چون بعضی مسائل جنبه عمومی ندارن و نمیشه اونا رو توی وبلاگ مطرح کرد امیدوارم عنایات مخصوصه حضرت صاحب نصیب ما بشه لباتونو از همدیگه با نور صلوات باز کنید.

 

فرشته گان سراغش را از خدا میگیرند !

روزها گذشت و گنجشک با خدا هیچ نگفت . فرشتگان سراغش را از خدا می گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان می گفت : می آید ; من تنها کسی هستم که غصه هایش را می شنود و یگانه قلبی ام که دردهایش را در خود نگه می دارد.

و سرانجام گنجشک روی شاخه ای از درخت دنیا نشست . فرشتگان چشم به لبهایش دوختند , گنجشک هیچ نگفت و خدا لب به سخن گشود : با من بگو از آن چه سنگینی سینه توست .

گنجشک گفت: لانه ی کوچکی داشتم . آرامگاه خستگی هام بود و سر پناه بی کسی ام. تو همان را هم از من گرفتی . این طوفان بی موقع چی بود؟

چه می خواستی از لانه ی محقرم ؟ کجای دنیا رو گرفته بود؟ و سنگینی بغض راه بر کلامش بست . سکوتی بر عرش طنین انداز شد. فرشتگان همه سر به زیر انداختند.

خدا گفت : ماری در راه لانه ات بود.خواب بودی . باد را گفتم تا خانه ات را وارونه کند . آن گاه تو از کمین مار پر گشودی .

... گنجشک خیره در خدایی خدا ماند .

خدا گفت : و چه بسیار بلاها که به واسطه ی محبتم از تو دور کردم و تو ندانسته به دشمنی پرداختی.

اشک در دیدگان گنجشک نشسته بود . ناگاه چیزی در درونش فرو ریخت . های های گریه هایش ملکوت خدا را پر کرد

/////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////

 

تک روی تا اطلاع ثانویه ممنوع:

میخوام یه چیزی براتون بگم که خیلی ها از اون غافلن و زیاد بهش اهمیت نمی دن ! حضرت استاد میگه: "تقوایی که در جمعهای ایمانی وجود دارد را در هیچ کجای عالم نمی توانی پیدا کنی"

یعنی چی این حرف؟! آیا واقعا اینطوریه؟خوب بذارین یه کم راجع بهش با همدیگه بحث کنیم ؛

 مگه ما نمی گیم که وقتی ما با دوستان خودمان مشغول صحبت و گفتگو هستیم روحهای ما هم با یکدیگر درآمیخته اند، پس می توان به زبانی دیگرگفت که هر کسی ایمان و تقوای خودش را با سایر دوستانش به اشتراک گذاشته

خوب رفیق اگه اینطوری باشه به نظر شما اگه هر کسی یه ریزه تقوا داشته باشه  و با همون یه ریزه های دوستاش جمع بشه به نظر شما کولاک نمیشه ؟یه کوه از ایمان و تقوا تولید نمی شه؟ همیه که خدا هم در قرآن گفته :"یدالله مع جماعه" خوب مگه دیگه شیطون جرعت میکنه که به این کوه ایمان نزدیک بشه ؟ آتیش میگره ! پس تمام سعیش بر اینه که تو جمعا کسستگی بندازه و هر طور شده به فرد اجازه نده تو اون جمعهای ایمانی(حالا میخواد یاد اهل البیت باشه یا سخنرانی وقرائت قرآن و...) شرکت داشته باشه.داداش گلم تو یه جمع هیزمو تصور کن که آتیش گرفته باشه میدونی چه لهیب و چه حرارتی داره همه ناخالصی رو توش میسوزونه حالا اگه یکی از اون چوبها رو از وسط آتیش در بیاری و بزاری خودش به تنهایی با آتیش خودش بسوزه ؛ مطمئناً زیاد دوام نمیاره و زودی خاموش میشه. وقتی که مطمئن شدی که خودت تنهایی میتونی دوام بیاریو شعلت خاموش نشه اونوقت مجوز داری تک روی کنی.!

یه دعا:

 خدایا ما رو تو جمعی قرار بده که نظر حضرت بقیه الله به اون جمع هم باشه.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387ساعت 21:54  توسط وحید عبدی  | 

دعای بیهوده برای نزدیکی به خدایی نزدیک !؟

یکی از دوستان این سئوالو کردن که

آیا عشق مجازی به عشق حقیقی منتهی میشه؟

 به نظر من این خیلی بی انصافیه چرا ما مستقیما نریم سراغ عشق به خدا ؟بهتره خودمونو گول نزنیم و این راه نفوذ شیطونو ببندیم رفیق، شیطون خیلی استاده !! به نقل از قرآن براتون میگم که داره :شیطان از چپ ، راست ،جلو و عقب به انسان حمله میکند تا راه نفوذی برای خودش باز کنه.وقتی که راه نفوذشو پیدا کرد دیگه ول کن معامله هم نیست ها! اگه طرف هم یه ریزه ضعیف و نفس باشه سریع همون یه ذره انسی که بخدا داشته رو از دست میده.دوست عزیز راه نفوذشو ببند

تمام حرفمو تو این قصه براتون میگم؛ بخونید:

شاگرد:آیا دعا های ما میتواند انسان را به خداوند نزدیک کند؟

حضرت استاد:جواب تو را با سئوال دیگری میدهم "به نظر تو آیا باعث بالا آمدن وطلوع خورشید این دعاهای تواست یا دلیل دیگری دارد؟

شاگرد: خورشید طلوع میکند و ربطی به دعاهای من ندارد چون از یک قائده کلی پیروی میکند.

حضرت استاد: این هم پاسخ سئوال تو! خداوند به ما نزدیک است ، فارغ از دعاهایی که بر زبان می آوریم

شاگرد:یعنی دعاهای ما بیهوده است؟

حضرت استاد: نه اصلاً ، اگر زود از خواب بیدار نشوی نمیتوانی شاهد طلوع آفتاب باشی و موفق نمی شوی زیبایی های آنرا ببینی .اگر نیایش نکنی،با وجود اینکه خداوند همیشه به تو نزدیک است ،هرگز متوجه حضوراو نخواهی شد.

مهدی جان گویند تو در بین مائیو ما از تو غافلیم توبه از این غفلت به درگاه خدا میبریم«وکان الانسان کفورا» ....... غفلت از یه نعمتی به این بزرگی به نظر شما خودش کفران نعمت نیست؟

التماس دعا

یا علی مدد

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم اسفند 1387ساعت 17:5  توسط وحید عبدی  | 

وجود امام از ديدگاه قرآن - از دست نده!!

 

وجود امام از ديدگاه قرآن

خوب رفقا وقتشه که یه چیزی راجع به سوره قدر خدمتتون عرض کنم که اگر با تفکر بخونیدش به چیزای جالبی میرسید!

از سوره قدر به خوبى استفاده مى شود كه ملائكه شب قدر در هر سال به جهت هر كارى بر زمين فرود مى آيند.

انا انزلناه فى ليلة القدر * و ما ادريك ما ليلة القدر * ليلة القدر خير من الف شهر * تنزل الملائكة و الروح فيها باذن ربهم من كل امر * سلام هى حتى مطلع الفجر

ترجمه: (( ما آن [قرآن ] را در شب قدر نازل كرديم . و تو چه ميدانى شب قدر چيست ؟! شب قدر بهتر از هزار ماه است . فرشتگان و روح در آن شب به اذن پروردگارشان براى [تقدير] هر كارى نازل مى شوند. شبى است سرشار از سلامت [و بركت و رحمت ] تا طلوع سپيده )).

در سوره دخان نيز به اين موضوع اشاره شده است آنجا كه مى فرمايد:

حم * و الكتاب المبين * انا انزلناه فى ليلة مباركة انا كنا منذرين * فيها يفرق كل امر حكيم

ترجمه: (( حم . سوگند به اين كتاب روشنگر. كه ما آن را در شبى پر بركت نازل كرديم . ما همواره انذار كننده بوده ايم . در آن شب هر امرى بر اساس حكمت [الهى ] تدبير و جدا مى گردد)).

فقط یک اشاره کوچک میکنم مابقیشو میذارم بعهده خودعزیزان اگر کسی نصیبی داشت من حقیر را هم دعا کند(هرکسی به اندازه ظرفش برداشت دارد حالا چه از قرآن چه از روایات!)

ماه رمضان تا روز قيامت تكرار مى شود و در نتيجه ليلة القدر نيز تا روز قيامت استمرار دارد پس نزول ملائكه و روح نيز در هر شب قدر تكرار مى شود. سوال اين است : ملائكه و روح كه در هر سال شب قدر بر زمين فرود مى آيند بعد از رسول خدا صلى الله عليه و آله بر چه كسى وارد مى شوند؟ با تامل و دقت پى مى بريم ملائکه پیغام آورانی از جانب حضرت دوست میباشندکه این پیغامها و...کسی جز مقربان ذات اقدسش درک فیض نمی کنندپس در هر زمانی بايد امامى كامل و معصوم وجود داشته باشد تا محل نزول ملائكه و روح گردد.این است که در روایتی آورده شده هیچ گاه زمین خالی از ولیش نمیشود.

خداوند متعال در سوره اسراء مى فرمايد: يوم ندعوا كل اناس باءمامهم فمن اوتى كتابه بيمينه فاولئك يقروؤن كتابهم و لا يظلمون فتيلا؛

ترجمه: (( روزى كه هر گروهى را به توسط امامشان مى خوانيم كسانى كه نامه عملشان به دست راستشان داده شود آن را با شادى و سرور مى خوانند و به قدر رشته شكاف هسته خرمايى به آنان ستم نمى شود)).

مفاد آيه اين است كه از هر كس در روز قيامت ، از امام به حق سؤال مى شود ، اگر معترف و معتقد به آن بوده رستگار خواهد شد و نامه عملش را به دست راست او مى دهند. لذا بايد در هر زمانى امامى واجب الاطاعة وجود داشته باشد. امامى كه بدون معرفت و متابعت از او فلاح و رستگارى هرگز در قيامت براى انسان نخواهد بود و لذا در روايات مى خوانيم كه پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: من مات لا يعرف امامه مات ميتة جاهلية

ترجمه: (( هر كس بميرد در حالى كه امامش را نشناخته به مرگ جاهليت از دنيا رفته است )).

سيوطى به سندش از رسول خدا صلى الله عليه و آله در ذيل آيه فوق نقل كرده كه فرمود: يدعى كل قوم بامام زمانهم و كتاب ربهم و سنة نبيهم؛

ترجمه: (( هر قومى به امام زمانش و كتاب پروردگارش و سنت پيامبرش محشور خواهد شد)).

 

امام باقر عليه السلام فرمود: يا معشر الشيعة ! خاصموا بسورة (انا انزلناه ) تفلجوا ، فوالله اءنها لحجة الله تبارك و تعالى على الخلق بعد رسول الله صلى الله عليه و آله و اءنها لسيدة دينكم و اءنها لغاية علمنا. يا معشر الشيعة ! خاصموا ب‍( حم * والكتاب المبين ) فاءِنها لولاة الامر خاصة بعد الرسول الله صلى الله عليه و آله ؛

ترجمه:(( اى جماعت شيعه با خصم خود به سوره (( انا انزلناه )) محاجه كنيد كه پيروز خواهيد شد ، پس سوگند به خدا كه اين سوره از براى حجت خداوند تبارك و تعالى بعد از رسول است اين سوره همانا مدرك دين شما و نهايت علم ما است . اى جماعت شيعه با آيه (( حم . و الكتاب المبين ... )) بحث كنيد؛ زيرا اين آيات اختصاص به واليان امر بعد رسول خدا دارد )).

و نيز فرمود: و ايم الله ! ان من صدق بليلة القدر ، ليعلم اءنها لنا خاصة ... ؛

ترجمه:(( به خدا سوگند همانا هر كس تصديق كند ليلة القدر را علم پيدا مى كند كه از براى ما است ))

امام امير المومنين عليه السلام به ابن عباس فرمود: ان ليلة القدر فى كل سنة و انه ينزل فى تلك اليلة امر السنة و ان لذلك الامر ولاة بعد رسول الله صلى الله عليه و آله فقلت : من هم ؟ فقال : انا و اءحد عشر من صلبى ائمة محدثون ... ؛

ترجمه: (( همانا در هر سال ليلة القدر است ، در آنشب امر يك سال نازل مى شود. براى آن واليانى است بعد از رسول خدا صلى الله عليه و آله . ابن عباس مى گويد عرض كردم : آنان چه كسانى هستند. حضرت فرمود: من و يازده نفر از صلب من كه همگى امام و محدثند)).

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم اسفند 1387ساعت 3:4  توسط وحید عبدی  | 

خدا منتظر ماست !!

 

سلام رفقا ،خوبین، خُوشید، سرحال هستید، کِیفتون کُک هست ؟!!

خوب الحمدالله، انشاءالله که هیچ غمی جز غم آقا ، تو دلاتون نباشه؛چون غم اهل البیت غم شیعیانشه بقول حضرت استاد "آدم با وجود این خدا و فرستاده هاش مگه میشه غمگین باشه" واقعا هم که همینطوره انشاءالله به اونجا برسیم که تمام همتمون آخرتمون باشه.

یه روز یه دختر کوچلو با مادرش تو یه مغازه بودن ، دختر کوچلو یهو چشمش به یه گردنبند مروارید بدلی میخوره یقه مادرشو میگره که مادر من اینو میخوام!

مادر: "دخترم برات میخرمش اما یه شرط داره که وقتی رفتیم خونه من یه لیست از کارایی که میتونی انجام بدی برات مینویسم و تو در عوض این گردنبند باید این کارا رو برای من بکنی ".

دختر کوچلوی قصه ما قبول کرد و مادر هم براش اون گردن بند بدلی رو خرید ، دختر کوچلو خیلی این گردنبد رو دوست داشت و هیچ وقت از خودش دورش نمیکرد و براش خیلی ارزشمند بود ؛ تا اینکه یه روز پدرش بهش گفت:"دختر خوشگلم این گردنبندِتو  میدی به من " دختر کوچلو گفت : "نه بابایی من اینو خیلی دوست دارم در عوضش اون عروسک خوشکلمو بهت میدم که موهای بلندی داره و الان تو کمدمه" بابا چیزی نگفت .

هر مدتی که میگذشت بابا به دخترش میگفت : "دخترم این گردنبندِتو میدی به من" و دختر کوچلو هم هر بار در پاسخ یکی از وسایل بازیشو به بابا پیشنهاد میداد ولی گردنبند رو به بابا نمی داد. گذشتو گذشت تا اینکه یه روز دختر کوچلو در اتاق باباشو زد و دستای کوچلوشو که مشت شده بود جلوی بابا باز کرد و به باباش گفت:"بابایی بیا اینم گردنبدی که میخواستی!!" بابا گردنبند رو گرفت و سریع دستشو کرد توی جیبش و یک بسته از توی جیبش درآورد بیرون و گفت:"بیا دخترِ خوشکلم اینم در عوض گردنبند برای شما" دختر کوچلو وقتی در جعبه رو باز کرد دید ای وای یه گردنبند مروارید واقعی توشه !

خوب رفیق قصه من اینجا تموم شد اما حالا برا چی این قصه رو تعریف کردم اصلا مناسبتش چی بود؟

آدما توی وجودشو خیلی چیزا دارن که با وجود اینکه میدونن اون چیزا هیچ ارزشی نداره و بدلیه بازم خیلی دوستش دارن و به این راحتی ازش دست بر نمی دارن خدا هم منتظر تا بنده هاش دست این چیزای بدلی بکشن تا بهشون واقعیشو بده که خیلی ارزش داره.تا وقتی که دلتمون راضی نشه که دست از چیزای پست بکشیم کاری نمی تونیم بکنیم!

رفقا خدا منتظر ماست

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم اسفند 1387ساعت 3:0  توسط وحید عبدی  | 

کمی در مورد امامت

 

کمی چند در مورد امامت

رفقا همون طور که میدونن نبوت دو صورته: نبوت عامه و نبوت خاصه ، امامت هم به امامت عامه و امامت خاصه تقسيم مى شود.

مقصود از امامت عامه بحث هاى کلان و کلى امامت است; مثل اين که امامت امرى است بايستنى و لازم، چيستى و يا فلسفه ى امامت, ، صفات و بايستگى هايى که امام بايد داشته باشد و راه شناخت امام ، اينها مباحث مربوط به امامت عامه است.

اما اين که مصاديق ، اشخاص و کسانى که منصب امامت در آن ها تعين و تجلى پيدا مى کند چه کسانى اند، اين مى شود بحث امامت خاصه. اختلافى که بين شيعه و ساير مذاهب اسلامى است, در صفات امام است. عصمت يکى از صفات مهم يا مهم ترين صفت در مسئله ى امامت است که شيعه به آن عقيده دارد و ديگران آن را لازم نمى دانند.

میتوان گفت که امامت مسئله اى است عقلى و نقلى; يعنى هم مى توانيم از ابزار عقلى استفاده کنيم و هم ابزار نقلى.

اصولا مسائل اعتقادى سه دسته اند:

 يک دسته مسائل عقلى محض اند و از راه نقل نمى توان آن ها را اثبات کرد مانند وجود خداوند, علم خداوند, حکمت خداوند و مانند هر عقيده اى که مبناى شريعت و وحى باشد. اين گونه عقايد را نمى توان از راه شرع اثبات کرد.

 دسته اى از عقايد, نقلى محض اند و عقل در آن جا هيچ راهى ندارد; مانند مسائل جزئى مربوط به معاد. به قول ابن سينا در مسئله ى معاد جسمانى, يعنى جزئيات و مسائل مربوط به اين قسم معاد, دست عقل کوتاه است. چگونگى عذاب, نعمت هاى بهشتى, صراط, ميزان و مانند آن, مسائلى است که از راه نقل به ما رسيده و عقل تنها مى تواند مبناى نقلى را اثبات کند که همان وحى باشد.

دسته ى سوم, مسائل اعتقادى است که هم از راه عقل و هم از راه نقل قابل اثبات است. توحيد و اصل يگانگى خداوند از اين گونه مسائل است. مسئله ى امامت از آن دسته مسائل اعتقادى است که هم با عقل مى توان آن را بررسى کرد و هم از طريق نقل.

 /////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////

ضرورت وجود امام

وجود امام و خليفه ى پيغمبر و امام مسلمين, مورد قبول همه ى مذاهب اسلامى اعم از شيعه و سنى و اشعرى و ماتريديه و ... است. اين مسئله به قدرى اهميت دارد که وقتى به اهل سنت درباره ى ماجراى سقيفه اعتراض شود که چرا عده اى از صحابه و از جمله خليفه ى اول و دوم هنوز بدن پيامبر(ص) را غسل و کفن و دفن نکرده, به مسئله ى جانشينى پرداختند, مى گويند به دليل اهميت امامت و رهبرى. مسئله ى امت اسلامى, مهم تر از تجهيز و کفن و دفن پيامبر است.

پس مسئله ى ضرورت امامت, مسئله اى بسيار جدى است. اهل سنت در اين که امامت امرى لازم و قطعى است, گاهى به دليل عقلى استدلال مى کنند و گاهى به دليل نقلى. حديث معروف نبوى:

 ((... من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميته جاهليه))

صفات امام

اکنون سخن در اين است که امامى که بايد وجود داشته باشد, چه کسى است و چه صفاتى بايد داشته باشد.؟

امام بايد معصوم باشد. ادله ى عصمت, عقلى و نقلى است. در کتاب هاى کشف المراد, نهج الحق و ديگر کتاب هاى کلامى شيعه به طور مفصل به اين مسئله پرداخته اند يکى از ادله ى نقلى اش اين آيه ى شريفه است:

«و اذ ابتلى ابر هيم ربه بکلمـت فإتمهن قال انى جاعلک للناس اماما قال و من ذريتى قال لا ينال عهدى الظــلمين»

 ترجمه:

(اى پيامبر به خاطر آور) هنگامى که خداوند, ابراهيم(ع) را با وسايل گوناگونى آزمود; و او به خوبى از عهده ى اين آزمايش ها بر آمد. خداوند به او فرمود: ((من تو را امام و پيشواى مردم قرار دادم.)) ابراهيم عرض کرد: ((از دودمان من (نيز امامانى قرار بده.))) خداوند فرمود: ((پيمان من, به ستم کاران نمى رسد (و تنها آن دسته از فرزندان تو که پاک و معصوم باشند, شايسته ى اين مقامند))).

 ........................................................................................................................................

سئوال؟

عده ایی مى گويند از برخی آيات قرآن استفاده مى شود كه ولايت تنها متعلق به خداوند است .

بنظر شما این نقل درسته؟!خوب حالا من یسری از آیات قرآن برای شما عزیزان مثال میزنم قضاوتش با خودتون!

قرآن كريم مى فرمايد:

«ام اتخذوا من دونه اولياء فالله هو الولى و هو يحى الموتى و هو على كل شى ء قدير»

ترجمه:(( آيا آنها غير از خدا ولى خود برگزيدند؟! در حالى كه ولى فقط خداوند است و اوست كه مردگان را زنده مى كند و اوست كه بر هر چيزى تواناست )).

ونيز در جاى ديگر مى فرمايد:

«و ما لكم من دون الله من ولى و لا نصير»

ترجمه: (( و براى شما به جز خدا ولى و يارى كننده اى نيست )).

لذا در سوره مائده مى خوانيم :

«انما وليكم الله و رسوله و الذين آمنوا الذين يقيمون الصلوة و يوتون الزكوة و هم راكعون»

ترجمه:(( سرپرست و ولى شما تنها خداست و پيامبر او و آنها كه ايمان آورده اند ، همان ها كه نماز را بر پا مى دارند و در حال ركوع زكات مى دهند. ))

و نيز در سوره تحريم مى خوانيم :

« و ان تظاهرا عليه فان الله هو مولاه و جبريل و صالح المومنين و الملائكة بعد ذلك ظهير»

ترجمه: (( و اگر بر ضد او [پيامبر صلى الله عليه و آله ] دست به دست هم دهيد [كارى از پيش نخواهيد برد] زيرا خداوند ولى اوست و همچنين جبرئيل و مومنان صالح و فرشتگان بعد از آنان پشتيبان اويند.))

یا علی مدد

التماس دعا

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم اسفند 1387ساعت 1:19  توسط وحید عبدی  | 

حرف حساب

همین بسه!! از هر طرفی دوست داری بخون! بردشت آزاد!

التماس دعا

یا علی

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم اسفند 1387ساعت 18:19  توسط وحید عبدی  | 

یه مناجات بی ریا

سلام خدا جون

من که داغونه داغونم ! انصافا به رفاقتو عشق بازیی که تو بچگیام بهات داشتم بی خیال ما شوووو از بندت بگذر ....

انصافا الان که خودمم دارم میگم بی معرفتو نامردم !.

آ خدا من که خودم دارم میگم دیگه تو هی به روم نیارش با بی حالیم تو نماز با بی تقواییم با ترسی نداشتنم از گناه ...

یعنی درست میشم؟ یعنی بازم میشه ذره ذره وجودم از محبتت لبریز باشه؟ یعنی میشه بازم از گناه بدم بیاد؟ یعنی بازم میشه هر جا اسمت بیاد از شوق تو دلم قند آب بشه؟یعنی بازم میشه هر وقت تو جلسه ایی همش حرف از دنیا بود ناراحت بشم؟
نمی دونم!!!!!

بی تو هیچم .خودت همه کسم شو.خودت جای تمام نداشته ها مو بگیر و بهشون معنی داشته بده.

ای کاش آدم میتونست به گذشته برگرده اما دریغا که نمی شه ....

آ خدا میدونم که بخشنده ایی و بی معرفتیا و نامردیا و بی انصافیاو همه چیزای بد بندتو میبخشی اما بندت چیکار کنه با این وجدان ناپاکش  درسته که  همه بدیای روی آینه دلم پاک میشه اما این بندت چی کار کنه با جای پاکنایی که مونده روی دلش.

بوی گند گناه وجودمو گرفته خدا جون خودت این بی وجودو وجود بده مردش کن بخرش فقط برا خودت.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم بهمن 1387ساعت 1:44  توسط وحید عبدی  | 

کتاب در مورد امام زمان

پندها و اندرزهای لقمان حکیم:

  ۱- اى فرزند :توبه را به تاءخير مينداز كه مرگ ناگهان مى رسد.

 

۲- غنايت را در قلب نگهدار، و فقرت را براى ديگران بازگو مكن .

 

۳- قانع باش تا غنى باشى ، و متقى باش تا عزيز باشى .

 

۴- آنچه را نمى دانى بياموز، و آنچه را مى دانى بياموزان .

 

۵- هرگز صدایت را بلند نکن زیرا بلند مکن زیرا بلندترین صداها صدای الاغ است.

 

۶- با سه كس مدارا كن : مريض ، سلطان ،همسر.

 

۷- از زنان بد، به خدا پناه ببر ، و از خوبان ايشان نيز بر حذر باش .

 

۸- آتش آتش را خاموش نكند و شرشر را ، پس آتش بدى را با نيكى خاموش ساز.

 

۹- بى نيازترين مردم كسى است كه به آنچه دارد قناعت كند، و نيازمندترين مردم كسى كه چشمش به دست مردم باشد.

 

۱۰- بكوش امروزت از ديروزت بهتر، و فردايت از امروزت نيكوتر باشد. زيرا هركس كه دو روزش مساوى باشد زيان ديده ، وكسى كه امروزش از ديروزش بدتر باشد ملعون است .

 

۱۱- اى فرزند، اگر بهشت را دوست دارى ، بدان كه خداوند طاعت را دوست دارد. پس دوست بدار آنچه را خدا دوست دارد،تا آنچه را دوست دارى به تو عطا نمايد. و اگر دوزخ را دوست ندارى ، بدان كه پروردگار تو معصيت را دوست ندارد, پس دوست مدار آنچه را خداوند دوست ندارد، تا خداوند ترا از آنچه دوست ندارى نجات بخشد.

 

۱۲- از مردم پند گير پيش از آنكه از تو پند گيرند.

 

 

اگه دوست داشتید یه کتاب در مورد داستانهای امام زمان بخونید کتاب زیر بد نیست

امام زمان

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم بهمن 1386ساعت 12:34  توسط وحید عبدی  |